Friday, December 30, 2011

سوره مبارکه ساندیس

انّا انزلناهُ الساندیس @ و ما ادراک ما الساندیس؟ @ ساندیس سیب موز خیر من الف الیونجه @ فأعطوا الی البسیج @ فهو یضرب الجن و الانس اجمعین کالبوفالو بالباطومه الکثیف @ و عربده فراخٌ کخندق الماریانا عظیم @ و بعده کحمار فی کیف دائمین @ سوف تتنزل الامت الآدمین @ و استقرّ باطونهم فی بطونهم خالدین @ فلهم عذاب الیم @

همانا ما ساندیس را نازل نمودیم @ و تو چه می دانی ساندیس چیست؟ @ ساندیس سیب موز از هزار خروار یونجه برتر است @ پس [کافی است] آن را به یک بسیجی بدهید @ آنگاه او همانند یک بوفالو و باطوم به دست جماعت کثیری را ضرب و شتم می کند@ و عربده می کشد و [دهان] گشادش همانند گودال ماریانا عظیم است @ و بعد از آن همانند خر [از کارش] کیف می کند @ پس زود باشد که امت بشر را بر آن ها فرو فرستیم @ و آن ها [انسان های آزاده خواه] بگیرند و باطوم هایشان را در ماتحتشان جاودانه فرو کنند @ و برای آن ها عذاب دردناک آماده کرده ایم @

سوره مبارکه ساندیس
منبع: پیج فیسبوک "الله" 
https://www.facebook.com/al.aaahhh
  
 

Saturday, December 17, 2011

سوره مبارکه آخوند


الم نَشرَح لَكَ تَحتك@ و مَلَئنا لَك جيبك@ و وضعنا عَنكَ عقلك@ الذي اَنقَضَ ظَهرك@ اَلم نَسكُل بكَ الناس@ فَاِنَ مع الدين حُمقاً @ انَّ معَ الدين حمقاً @ فَاذا فَرَغتَ فاجمَع@ و الي ذاتِكَ فارجَع@
 
آيا ماتحتت را گشاد قرار نداديم@ و جيبت را پر (پول) نكرديم@ و بار عقل را از دوشت برنداشتيم@ باري كه كمرت را شكسته بود@ آيا مردم را به وسيله‌ي تو اسكل نكرديم@ پس همانا دين با حماقت همراه است@ به راستي كه دين با حماقت همراه است@ پس هر وقت بيكار شدي جماع كن@ و به ذات (خبيث) خودت برگرد@
 
آياتي چند از سوره‌ي مباركه‌ي آخوند

 

Monday, December 5, 2011

امام مظلوم نقی و اصحابش در شب ناقورا

در شب ناقورا امام نقی اصحاب را به مشقت در خیمه دور خود جمع کرد و فرمود: فردا جنگ سختی در پیش اما شما را دیگر با من عهدی نیست هر که می خواهد از تاریکی شب استفاده کند و برود!!!... ناگهان نقیب ابن مظاهر فریاد زد: یا نقی! قسم به خودت اگر هزار بار با من جماع کنند و هزار بار به دو نیمم کنند و هزار بار از بیضتین دارم بزنند... من به گور بابام خندیدم بمونم (و فلنگ رو بست)! قاسم ابن حسن کنار در خیمه نعره زد: یا نقی! حتا اگر سوسن را در دست چپ و عسکری کوچولو را در دست راستم بگذاری تا بمانم و به گا روم هرگز چنین نخواهم کرد! ... عبلفضل العباس از ماتحتش نعره کشید: قسم به پدر قمه کشم "علی" که تا چهل تا عباسی را قیمه قیمه نکنم دینم را به پدرم ادا ننموده ام... اما جون داداش این یکی رو بیخیال فردا سوژه میشم نقویون بهم میگن کُلمن ما هم رفتیم.... پس امام مظلوم نقی که پس از مدتی دید صحابه ای اطرافش باقی نمانده حتا از سوسن و عسکری کوچولو هم خبری نیست خواست فاز مظلومیت بگیرد در دوربین زل بزند و یک جمله تاریخی از خود در بکند بگوید: کیست مرا یاری کند... دید ای داد بیداد شمقدر هم داره فرار میکنه... نقل است امام چهار نعل دوید تا دم شمقدر را گرفت و موفق به فرار از دشت نرقلا شد.

نقوف (لهوف) سید ابن خروس
 

Sunday, December 4, 2011

بصیرت امام نقی پیرامون قصه عاشورا

امام معصوم در جمعی از اصحاب لطیفه بسیار خنده داری نقل فرمودند.. اصحاب به حال مرگ شروع به خنده نمودند ، نیم ساعت بعد امام دوباره همان لطیفه را نقل فرمودند ، این‌بار افراد کمتری خندیدند .... نقل است امام در ۴ ساعت ۱۱ بار لطیفه را تعریف کردند... ، بار آخر عده زیادی از صحابه حالت استفراغ داشتند از شنیدن لطیفه تکراری و احدی نخندید.... ناگهان چهرهٔ امام در هم رفت و فرمودند : در عجبم از مردمی که نمیتوانند به یک لطیفه بیشتر از چند بار بخندند ولی‌ سالهاست که بر یک داستان میگریند.

محرم ۲۶۹ ه ق دانشگاه پیام نور(نقی و رهروان) تهران

Saturday, December 3, 2011

تدبیر امام نقی در روز ناقورا

نقل است که در روز ناقورا، همه لشگریان حسین مشغول نوره کشیدن به آلت خود بودند، ولی نقی(ع) نوره به ماتحت خود می کشید.
یکی از اصحاب گفت: یا نقی! ما قرار است که امروز شهید شویم. پس نوره به آلت خود می کشیم تا مهیای ملاقات با حوریان بهشتی باشیم. تو چرا چنین می کنی؟
حضرت(ع) نگاه ناصوابی بر وی انداخته و با کامی تلخ فرمودند: من ترجیح می دهم زنده بمانم.

سیره نقوی، تدابیر حضرت(ع) در شرایط بحرانی
 
راوی: کلب بزرگوار آستان نقی