- :صحابه ای از بلاد فارس به محضر امام نقی رسید و عرض کرد
- قرعان نقید یا قرعان کریم؟ _
- حضرت فرمود: کریم؟ کدوم کریم؟ _
- کریم آق مَنگل، میشناسیش؟ _
- حضرت تا به خود آمد تا ذوالنقارش را پیداکند و صحابه پررو را دو نیمه کند آن صحابه این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن دار اومد بیرون، یکی .چپ، یک راست به ماتحت مبارک حضرت خط انداخت و خشتک خویش برگرفت و از مهلکه بگریخت
- [حالا امام به همه گفته زده شومام بگین زده. آره، خوبیت نداره، واردین که ]
- تاریخ بیهنقی
No comments:
Post a Comment